ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
79
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
سنگ بر فراز تپهء خاكى برقرار است . وجه تسميهء اردستان : بعضى گويند اردستان در اصل ارگ دستان بوده و اين قلعهء كوچك كه تا سه چهار سال قبل در وسط آبادى بوده و مردم در تصرف و تملك داشتهاند از بناهاى زال پسر سام است و ارگ دستان عبارت از آن بوده و برخى برآنند كه اين قلعچه « 57 » از بناهاى اردوانشاه است كه صاحب قنات معتبرى كه الآن به قنات اردوانشاه اشتهار دارد بوده و از اين جهت آن را اردستان گفتهاند ، و العلم عند اللّه . [ مهباد - مهباد ] روز شنبه يازدهم : منزل مغار « 58 » شش فرسخى است . يك فرسخ به مغار مانده قريه مهباد تيولى حضرت و الا ظل السلطان دامت شوكته واقع است . سه ساعت از روز برآمده به آنجا رسيدم . از شدت درد پا و خستگى آنجا پياده شدم . متجاوز از دو سنگ آب از ميان كوچه باغها جارى است . مبداء اين قنات ميلاد جرد شش فرسخى مهباد است . حكايت مىكنند كه مهباد از متحدثات مهين بانو دختر رستم زال است كه زن گيو گودرز بوده ، چون هرساله على الرسم مهين بانو با جمعى از حواشى و حشم از اصفهان كه مقر حكومت و محل سكونت گودرزيان بوده ، به سيستان رفته با پيوستگان خود ديدن نموده ، باز در اول عيد جم به اصفهان مىآمد . وقتى به عرصهء مهباد رسيده ، و آن محل را از بابت فضا و هوا پسنديده ، اراده كرد كه آبى در آن زمين جارى ساخته و آبادانى طرح انداخته باشد . بعضى از هواخواهان خود را كه در حفر قنوات و اجراى آنها وقوفى داشتند به طرف بالا فرستاد كه ببينند از كجا شروع نمايند . فرستادگان در شش فرسخى از جانب شمال به محل ميلادجرد رسيدند . ميلاد گرگين را ديدند كه به حفر هفت پشته قنات قريب سه سنگ آب بر روى كار آورده است . مهين بانو را خبر كردند . مهين بانو كس نزد ميلاد فرستاد كه اگر اين آب را كه زايد از حوصلهء عرصه شما است ، به من اجاره دهيد ، هم خود سودمند خواهيد شد و هم من ممنون مىشوم . ميلاد هم از جهت انتفاع و هم از بابت امتنان دختر جهان پهلوان قبول نموده ، مبلغى را معين نمودند كه همه ساله به ميلاد عايد دارند و آب را به حفر نهر به عرصهء مهباد آوردند و به كار كشت و زرع داشتند و طرح آبادى انداخته ، مهين آباد نام نهادند . سالى چند
--> ( 57 ) - قلعچه يعنى قلعهء كوچك . ( 58 ) - مغار امروز به صورت موغار نوشته مىشود .